سلطان محمد ميرزا قاجار
173
سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )
قديمش قدرى تنگ [ است ] . بازارهاى خوب به رسم فرنگستان تازه ساختهاند . عمارات خوب دارد . كاروانسراهايش تعريفى ندارد . فرنگيها ، لكانتهها و مغازهها و قازونهاى بسيار باصفاى معتبر ساختهاند . متاع فرنگ و اسلامبول و مصر ، آنچه به شام مىآيد وارد اين بندر مىشود . نيشكر زياد مىكارند . درخت انجير يك قسم درخت انجير در مصر ديده بودم [ كه ] در اين ولايت هم ديده شد . خيلى درخت غريبى است . خود درخت به بزرگى درختهاى گردو و توت ، بسيار بزرگ مىشود . برگش بر رخ برگ انجير و توت [ و ] ميوهاش مثل انجير [ است ] ، ولى از خود چوب شاخههاى درخت بهطورى انجير درآيد كه چوب شاخهها پيدا نيست . مىگفتند انجيرش خوشمزه نيست . بسيار دير از معده مىگذرد . از قرارى كه گفتند اين درخت زياد دوام دارد . [ 104 آ ] از قرارى كه مذكور شد زياده از هزار سال مىماند . العهدة على الراوى . گل مريم صد پر هم در اين ولايت ديدم . اخلاق مردم مردمش خوشصورت و عياش ، متمايل به فسق [ و ] زنها و بچههاى بدكار بسيار دارند . ميدان شهر ميدان بزرگى دارد ، اطرافش عمارات و بيوتات است . دار الحكومه هم يك طرفش روى به اين ميدان است . دور ميدان ميخانهها و قهوهخانهها و لكانتههاى زياد دارد . دكاكين ميوهفروشى و اصناف ديگر هم هست . يك طرف ميدان را ابراهيم پاشا درخت چلغوزهء زيادى كاشته است . جاى وسيع باصفايى است . از دو ساعت قبل از مغرب تا نصف شب ، مردم شهر از هرملتى در اين ميدان مشغول عيش و عشرتاند . چراغها مىسوزد ، سازها زده مىشود . هيچكس از هيچ عملى ممنوع نيست . همه شب محشرى برپاست .